سيد محمد كمره اى
467
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
اعانه رشت كه انس گرفته بوديم . بيچاره آقا تقى كه ناخوش و بسترى است . بعد ساعت چهار شام مفصلى عبارت از چلو و مسماى قيمهبادمجان و خربزه و دوغ ، پنير ، سبزى ، برانى و بادمجان خورده خيلى صحبت متفرقه ، حتى مهملات بهشتى كه در معارف است و نجوم بافى و اعتراضات او به نجوم . بعد خوابيده ، صبح چايى و نان و پنير به حد كمال خورده بيرون آمديم . خيانت شيخ عابدين در انتخابات ديشب منزل آقا ميرزا صدر الدين ، آقا ميرزا ماشاء الله گفت در انتخابات ، شيخ عابدين حمامى و من پانصد رأى به جهت تدين و صمصام السلطنه درست نموديم و امين التجار اصفهانى و شيخ ابو طالب را ننوشتيم . من همچه حدس زدم كه شيخ عابدين از پول صمصام بهتوسط تدين طعمه به دست آورده . دست من و حلقههاى تشكيل جمعه بيستم و دوم ذيقعده . - صبح من و احمد و آقا ميرزا ماشاء الله و آقا ميرزا اسماعيل از خانه آقا ميرزا صدر الدين بيرون آمده ، من و احمد براى آمدن مرآت و عين الممالك رو به خانه و آن دو نفر به عيادت آقا تقى رفتند . به خانه رسيدم . چايى و سيگار و تحرير . آقاى سليم خان همسايه آمد . مسبوق نبودم ، طبع سليم و خلق عظيم را داراست . قدرى از قطعات و اشعار خود خوانده ، خيلى لذت بردم . بعد ايشان رفته ، آقاى مرآت الممالك و آقاى عين الممالك آمدند . صحبت اينكه از خارج شنيدهايم با تشكيليون يكى شدهايد . منجمله معاون السلطنه به طريق حتم گفت كه ديگر كار گذشت و كمرهاى داخل تشكيلات شد ( دست من و حلقههاى تشكيل - جنگ پشه با يكى دو صد پيل ) گفتند ، ما هم تكذيب نموديم . بعد صحبت تيرباران شدن ابو الفتحزاده و منشىزاده و ارجاع عبيد الله بيك افندى و آزاد نمودن ارزاق كه شش ماه دولت نان طهران را و چهار ماه ملاكين و دو ماه طبيعت اداره نمايد . بعد نزديك ناهار آقايان رفته من هم ناهار آش رشته كشك پر سير خورده ، احمد هم از مريضخانه كه آش برده بود برگشته ناهار خورد . عين الممالك نقل كرد كه از قزوين نوشته بودند كه انگليسها حكم كردهاند كه گندم را در قزوين خروارى بيست تومان بيشتر نخرند و نفروشند .